السيد عبد الحسين الطيب

170

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى)

هر چه آنها را دعوت بتوحيد و رسالت خود ميفرمود او را كاذب و ساحر و مجنون و مفترى ميگفتند و قرآنش را افتراء ميپنداشتند كه ميفرمايد : وَ قالَ الرَّسُولُ يا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً فرقان آيه 30 . و امروز هم بسيارى از اين متجددين كتب دينى مثل كتب اربعه اخبار كافى و من لا يحضر و تهذيب و استبصار و كتب احكام و كتب عقائد را دور انداختند و تكذيب ميكنند و از آنها اعراض ميكنند يفرون من العلماء فرار الغنم من الذئب . [ سوره العلق ( 96 ) : آيه 14 ] أَ لَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرى ( 14 ) آيا نميداند به اينكه خداوند ميبيند : إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبادِ بصير بودن خدا نه بآلات و اسباب است بلكه از شئون علم است يعنى عالم بجميع ديدنىها است كه چند صفت است از شئون علم است سميع يعنى عالم بمسموعات است حكيم است عالم به حكم و مصالح است خبير است عالم بجميع قضايا است مدرك است عالم بجميع مدركات ، و علم عين ذات است مثل قدرت و حياة و ساير صفات كمال و غير متناهى است حتى علم ذات بذات . آيا اين انسان نميداند كه خداوند به تمام افعال او و نيات او و قلب او و باطن او و ظاهر او خبير است و مىبيند ، اگر ميداند و مع ذلك مرتكب مىشود العياذ خدا را كوچكترين افراد ميداند و اگر نميداند پس منكر علم خدا است و كافر است . [ سوره العلق ( 96 ) : آيه 15 ] كَلاَّ لَئِنْ لَمْ يَنْتَهِ لَنَسْفَعاً بِالنَّاصِيَةِ ( 15 ) نه چنين است هر آينه اگر منتهى نشد و دست برنداشت و تائب نشد هر آينه ميكشيم او را بناصيه كه گيسوان جلو او باشد يعنى ميگيريم گيسوان او را و ميكشيم او را رو بجهنم . ( كَلَّا لَئِنْ لَمْ يَنْتَهِ ) استفاده مىشود كه اگر منتهى شد و توبه كرد و دست برداشت توبه او را قبول ميكنيم او را عفو ميكنيم و ميآمرزيم كه اگر كافر و منافق و مشرك است اسلام آورد كه گفتند : ( الاسلام يجب ما قبله ) و اگر ضال بود هدايت شد و ايمان آورد و اگر فاسق و فاجر بود صالح و متقى شد لكن اين توبه و منتهى شدن بايد قبل از معاينه مرگ و حال احتضار باشد زيرا ميفرمايد : وَ لَيْسَتِ التَّوْبَةُ لِلَّذِينَ